معرفی وبلاگ
این وبلاگ هم اخبار مربوط دانشگاه پیام نور را میگه ، هم داستان و گاه گداری هم مطالب خواندنی دیگه امیدوارم مورد قبولتون واقع بشه *************************** *************************** برای بهتر دیدن هر مطلب بر روی لینک ( ادامه مطلب ) که پایان هر قسمت آمده کلیک کنید *************************** *************************** وقتی چیزی را از دست دادی، درس گرفتن از آن را از دست نده. *************************** ***************************
دسته
پيوند ها
پايگاه هاي علمي
دانشگاه هاي ايران
ژورنال هاي شيمي
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 556280
تعداد نوشته ها : 827
تعداد نظرات : 236
فریاد ها را همه می شنوند هنر واقعی شنیدن صدای سکوت است - دکتر علی شریعتی
Rss
طراح قالب
محمدرضا عابدي
  ورشوسازي، هنر فراموش شدههنر ورشوسازي از كشور لهستان به ايران وارد شده و نام ورشو به دليل شهر ورشو مركز كشور لهستان بر روي اين فلز ماندگار شده است. در اواخر دوران قاجار و اوايل دوران پهلوي هنر ورشوسازي در ايران به اوج خود رسيد و سابقه هنر ورشوسازي در ايران مربوط به شهرستان‌هاي دزفول و بروجرد است. قلمكاران لرستاني قبل از ورود ورشو به ايران از ورق زرد رنگ برنج براي ساخت ابزار و وسايل مورد نياز در منازل استفاده مي‌كردند. پس از ورود ورشو به ايران، هنرمندان خوش ذوق دزفول و بروجرد اين فلز را در دست گرفته و با دقت و ظرافت خاصي آن را نرم كرده و پس از شكل‌گيري نهايي به دست استادان قلمكار مي‌سپردند. استادان قلمكار ورشو نيز با چشمان خوش بين و دستان هنرمند خود بر روي اين جسم بي‌جان، فضايي رويايي را قلمكاري مي‌كردند. هنر ورشوسازي در ايران اكنون به صورت پايه در شهرستان بروجرد وجود دارد و نام ورشو و ورشوكاران اين ديار در همه جاي دنيا مشهور شده است. در زمان حاضر سماورهاي ورشويي در همه نقاط ايران مختص استادان ورشوسازي بروجرد است. اسناد و مدارك فرهنگي برجاي مانده از گذشته به ويژه ابزار و ظروف بيانگير آن است كه بروجرد نيز از لحاظ توليد صنايع‌دستي سابقه‌اي ديرينه دارد. ورشوسازي عبارتست از ساخت و تهيه انواع ظروف از جنس ورشو كه خود آلياژي از ٢٠ درصد نيكل، ٣٥ درصد روي و ٤٥ درصد مس است. آبخوري، سيني و فنجان، منقل، سرمه دان، گلاب پاش و سماور از توليدات متنوع ورشويي هستندكه به استناد برخي متون، كار ساخت اين لوازم خانه از زمان سلجوقيان و صفويان در اين منطقه رواج داشته و در زمان قاجار اين هنر به اوج خود رسيده است. ورشو، خود به رنگ نقره است و آلياژي است ك
دسته ها : سفري در زمان 3
يکشنبه 29 5 1391 2:55 بعد از ظهر



قديمي ترين پل جهان در دزفول با گذشت بيش از 10 قرن از ساخت آن همچنان سالم و با دوام محل تردد عابرين و خودروهاي سواري است.

اين پل در سال 260 ميلادي به دستور شاپور اول ساساني توسط 70 هزار اسير رومي دربند ايرانيان احداث شد و در حالي كه بيش از 10 قرن از عمر آن مي گذرد به عنوان باستاني ترين پل جهان اكنون نيز محل تردد خودروهاي سواري دزفول و انديمشك است. اين پل داراي 14 دهانه است و آب رودخانه دز از زير آن عبور مي كند.

پل مزبور از سنگ ساروج و آهك بنا شده و در دوران حكومت عضدالدوله ديلمي، صفويان و پهلوي چندين بار بازسازي شده اما پايه هاي پل حكايت از دوران ساساني دارد.

به گفته مورخان اين پل يك اثر منحصر بفرد تاريخي است كه تاكنون توانسته تا اين زمان دوام بياورد.

اين پل كه در مركز شهر دزفول قرار دارد شرق و غرب شهر را به هم متصل كرده و راه عبور و مرور شهرهاي انديمشك، شوشتر و دزفول را به هم پيوند داده است.

شايان ذكر است طي 2سال اخير به خاطر حفاظت از اين اثر مهم باستاني، تردد خودروهاي سواري از پل دزفول يك طرفه اعلام شد و اميد است با آغاز ساخت پل پنجم دزفول كه پايين تر از پل قديم احداث مي شود و بهره برداري از آن، پل قديم دزفول به طور كامل بسته اعلام شود تا اين اثر مهم باستاني همچنان محفوظ بماند.

 

منبع:

نماي ايران


دسته ها : سفري در زمان 3
جمعه 9 4 1391 3:10 صبح
  ذكاوت حكيمدر زمان هاي قديم يك دختر از روي اسب مي افتد و باسنش (لگنش) از جايش درمي‌رود. پدر دختر هر حكيمي را به نزد دخترش مي‌برد، دختر اجازه نمي‌دهد كسي دست به باسنش بزند, هر چه به دختر ميگويند حكيم بخاطر شغل و طبابتي كه ميكنند محرم بيمارانشان هستند اما دختر زير بار نمي رود و نمي‌گذارد كسي دست به باسنش بزند.به ناچار دختر هر روز ضعيف تر وناتوان‌تر ميشود.تا اينكه يك حكيم باهوش و حاذق سفارش ميكند كه به يك شرط من حاضرم بدون دست زدن به باسن دخترتان او را مداوا كنم...پدر دختر باخوشحالي زياد قبول ميكند و به طبيب يا همان حكيم ميگويد شرط شما چيست؟ حكيم ميگويد براي اين كار من احتياج به يك گاو چاق و فربه دارم, شرط من اين هست كه بعد از جا انداختن باسن دخترت گاو متعلق به خودم شود؟پدر دختر با جان و دل قبول ميكند و با كمك دوستان و آشنايانش چاقترين گاو آن منطقه را به قيمت گراني مي‌خرد و گاو را به خانه حكيم مي‌برد, حكيم به پدر دختر ميگويد دو روز ديگر دخترتان را براي مداوا به خانه ام بياوريد.پدر دختر با خوشحالي براي رسيدن به روز موعود دقيقه شماري ميكند...از آنطرف حكيم به شاگردانش دستور ميدهد كه تا دوروز هيچ آب و علفي را به گاو ندهند. شاگردان همه تعجب ميكنند و ميگويند گاو به اين چاقي ظرف دو روز از تشنگي و گرسنگي خواهد مرد.حكيم تاكيد ميكند نبايد حتي يك قطره آب به گاو داده شود.دو روز ميگذرد گاو از شدت تشنگي و گرسنگي بسيار لاغر و نحيف ميشود..خلاصه پدر دختر با تخت روان دخترش را به نزد حكيم مي آورد, حكيم به پدر دختر دستور ميدهد دخترش را بر روي گاو سوار كند. همه متعجب ميشوند، چاره اي نمي‌بينند بايد حرف حكيم را اطاعت كنند.. بنابراين دختر را بر روي گاو سو
دسته ها : سفري در زمان 3
شنبه 6 3 1391 2:57 صبح
X